نظر علي الطالقاني
236
كاشف الأسرار ( فارسى )
باب پنجم در بيان محاسبه و مراقبه و تفكّر و تذكّر . و در اين باب چند مطلب است . اوّل بدان كه مقصود از تفكّر و تذكّر يا يقين و اعتقاد است به عقايد حقه كه توحيد و نبوت و امامت و معاد باشد و يا واداشتن نفس است به عمل خير و ترك شر و يا ترغيب و تشويق نفس است به آخرت و اعراض از دنيا و قصر آمال . و اول را تفكر گويند و دوم را محاسبه و مراقبه و سوّم را تذكر و عبرت و اعتبار . پس در اينجا سه مطلب است . مطلب اوّل در تفكر . و آيات وى بسيار است . ( بقره ) : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الى قوله لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . 410 ( آل عمران ) : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ . 411 ببين چگونه تفكر را شرط عقل و لازمهء اولى الالباب قرار داد و مكرر فرمود أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا . أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا . افلا يتدبّرون و چقدر فرمود وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ 412 و بسيار فرمود إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً يا لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ يا لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و فرمود لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ و در حم سجده فرمود سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ 413 و فى الحديث المروى فى مجمع اللغة تفكّر ساعة خير من عبادة ستّين سنة : 414 تفكر يك ساعت بهتر است از عبادت شصت سال . و اگر مىفرمود بهتر از عبادت هزار سال و يا عمر دنياست هم بجا بود ، بلكه مقايسه نتوان نمود زيرا كه دانستى يقين چگونه گوهر نايابى است و عمل كم با او چون است و بسيار بىاو چون . پس او چون روح است و عمل چون بدن . و قياس روح به بدن و مجرد به مادى چون توان نمود ؟ پس اى عزيز ، تا توانى در پى يقين باش و فكر بسيار كن كه نتيجهء او يقين است . بدان كه مقصود از اين تفكر ، تفكر در ما سوى و قوس نزول و صعود و در خلقت آسمان و زمين و در معادن و نبات و حيوان و انسان است و هر ذره و هر مورچه كه فكر نمائى عجايب و آيات بىشمار بينى و تو را خود كفايتى . تأملى در نوع خود كن كه خدا زن و مرد و رحم و پستان و آلت هر يك و شهوت و نطفه را چون آفريده و اعضاى ظاهر و باطن را به چه كيفيت آفريده و چه نحو ترتيب داده و آن نطفه را چگونه انسان ساخته . و هر چند تفكر و اسباب تفكر و درجات تفكر ، هيچ يك را نهايت نيست و هر كسى را حظّى